حالا می توانیم قدم هایمان را تا یک نیم روز بی قرار بهاری
در کنار ساحل دلربای با هم بودن
شماره کنیم
،
همینکه کنار دیوار قدیمیش ایستادم و نوروزی گفت : همین است
و در انتهای آن کوچه که از کنار درب رنگ پریده اش تا دریا کشیده می شد
لبخند های تو را لمس می کردم
خواستم تا برای داشتنش تلاش کنم
شهبازیان ، صاحب خانه گفت : فقط چون تویی و چون با اویی، می فروشمش به تو
حالا دارمش ، داریمش
حالا هر چقدر هم
برچسب:
نویسنده: نیما جعفری
تاريخ: سه
شنبه
18 مهر
1396 ساعت: 4:21